نشست تخصصی کارآمدی فقه حکومتی/ بخش دوم

وسائل ـ رئیس دبیرخانه کنگره علوم انسانی – اسلامی ، با تأکید بر اینکه بر تمام مسائل فقه در چارچوب فقه حکومتی قرار دارند، گفت: علامه طباطبایی تمام احکام اسلامی را اجتماعی می داند و امام خمینی(ره) نیز معنای اسلام را مساوی با حکومت قرار می‌دهد؛ دیدگاه این دو بزرگوار دو روی یک سکه است. با این مبنا فقهی خارج از فقه حکومتی وجود ندارد.

نشست علمی| تبیین دیدگاه علامه و امام خمینی درباره فقه حکومتی

به گزارش خبرنگار وسائل، نخستین نشست علمی«کارآمدی فقه حکومتی» با حضور حجت الاسلام علیرضا پیروزمند قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی و دکتر عطاء الله رفیعی آتان رئیس دبیرخانه کنگره علوم انسانی – اسلامی، ۳۰ فروردین ۹۷ به همت پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل در سالن کنفرانس خبرگزاری رسا برگزار شد.

گزارش بخش نخست این نشست: تمییز دادن موضوعات فردی و اجتماعی؛ پیش‌نیاز فهم فقه حکومتی

علیرضا داودی مدیر گروه فقه سیاست پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل و دبیر علمی این نشست در آغاز بخش دوم نشست به جمع بندی مطالب ارائه شده از سوی حجت الاسلام پیروزمند پرداخت و از دکتر رفیعی خواست ضمن ارائه تعریف کارآمدی فقه حکومتی، نظر خود را پیرامون سخنان حجت الاسلام پیروزمند نیز بیان کند.

مشروح سخنان دکتر رفیعی آتانی در این بخش:

در سنت اسلامی ما متد این است که دانش را عمدتا به موضوع تعریف می کنند؛ بر همین مبنای مشهور باید بپذیریم که فقه حکومتی نیز به عنوان یک دانش وجه تمایزش با هر رقیب دیگری که برای آن فرض کنیم با ملاک موضوع باشد.

وظیفه فقه به صورت عام، طراحی عمل انسانی است. به عبارت دیگر کار فقه این است که در چارچوب آن مبانی عام پیشافقهی که پذیرفته ایم، عمل انسانی را طراحی کند.

یعنی در یک دستگاه فلسفی و کلامی نهایتا مسیر ما به این نقطه می رسد که باید عمل انسانی را طراحی کنیم و به دانشی با شکل و قیافه فقه می رسیم که موضوع آن طراحی عمل یا به بیان دینی تکلیف است.

تمام واقعیت انسانی در حیطه فردی خلاصه نمی‌شود

پرسش مهمی که جناب آقای پیروزمند نیز به آن پرداختند این است که مکلف کیست؟ مفروض غیر قابل مباحثه فقه این بود که این موضوع کنش و عمل فرد است؛ بنابراین بیشتر تجربه فقهی ما در این راستا بود که عمل فردی را بر اساس آن مبانی طراحی کنیم.

طبیعتا ماهیت عمل این است که در آن قصد و هدف وجود دارد؛ یعنی باید عمل را بکاویم و ماهیت آن را دریابیم تا بر اساس آن بتوانیم عمل را طراحی کنیم.

واقعیت این است که تمام واقعیت انسانی حیطه فردی نیست. در این زمینه به دو نکته مهم به صورت گذرا  می پردازم.

علامه طباطبایی تمام احکام اسلامی را اجتماعی می داند

علامه طباطبایی بیان بسیار عجیب و تکان دهنده ای در این زمینه دارند. در کتابچه اسلام و روابط اجتماعی ذیل آیه ۲۰۰ سوره آل عمران این بحث را مطرح فرموده اند که تمام احکام اسلامی، اجتماعی است.

سپس می فرمایند، دقت کنید و باز هم تأکید می کنند که تمام احکام اجتماعی اسلامی است. اگر این بیان جدی گرفته می شد باید شاهد اتفاقات بسیار زیادی می بودیم.

این مطالب را کسی می گوید که تجربه جمهوری اسلامی و الزامات آن را وارد بحث نکرده است بلکه در فضای ذهنی فیلسوفی این جمع بندی صورت گرفته است.

حکومت به اقتضای زندگی اجتماعی پدید می‌آید

نکته دوم اینکه حکومت در جایی به وجود می آید که جامعه وجود باشد؛ یعنی اگر فرض کنیم که انسان ها می خواستند فردی زندگی کنند، حکومت ایجاد نمی شد، پس حکومت به اقتضای اجتماعی خلق می شود.

امام خمینی(ره) نیز در این زمینه بیان بسیار عجیبی دارند. بنده در دوران جدید معارف اسلامی عجیب تر از این سخنان امام(ره) در جایی نشنیده ام.

تساوی معنایی اسلام و حکومت در اندیشه امام خمینی

ایشان در درس بیع ذیل بحث ولایت فقیه پس از بررسی ضعف و قوت ادله روایی می فرماید«بل یمکن أن یقال الاسلام هو الحکومه» یعنی اگر بخواهید کل اسلام را تصور کنید معنایش مساوی با حکومت است. ما پیش از این تلاش می کردیم که بگویم اسلام حکومت دارد اما امام(ره) می گوید همه اسلام حکومت است.

به نظر بنده مرحوم علامه طباطبایی و امام(ره) در یک دستگاه عقلانیت واحد سخن می گویند زیرا اینها مانند متفکران غربی و غیر اسلامی از خود نظریه پردازی نمی کنند بلکه هر دو این بزرگواران ناظر به مخزن معرفتی خاصی این فرمایشات را مطرح کرده اند.

نظر علامه و امام(ره) دو روی یک سکه اند؛ گویا یک فرد است که در جایی می گوید همه احکام اسلام اجتماعی است و در جای دیگر می گوید همه اسلام حکومت است؛ این دو مبنا باهم سازگار است.

فقه حکومتی را نمی‌توان منحصر در احکام حکومتی دانست

با این مبنا دیگر چیزی خارج از فقه حکومتی باقی نمی ماند؛ بنابراین تعابیری مانند احکام حکومتی و حکم حکومتی نیز ممکن است کار را خراب کند. یعنی با این مبنا فقهی خارج از فقه حکومتی نداریم.

در توضیح این فرمایش امام که«الاسلام هو الحکومه» باید گفت که اینگونه نیست که تنها فقه اسلامی یعنی حکومت بلکه کل اسلام حکومت است. در این سیستم چیزی غیر از جامعه و حکومت نباید مورد نظریه پردازی دینی باشد.

بر اساس این مبنا بسیاری از معارف ما جایگاه خود را پیدا می کنند. حضرت امام رضا(ع) در حدیث سلسله الذهب می فرماید«کَلِمَهُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی» و سپس فرمود من شرط آن هستم یعنی اگر او نباشد توحید محقق نمی شود.

همچنین در دیگر فرمایشات امام رضا(ع) که در بحث امامت داریم مشخص می شود که هویت زندگی انسانی بر گرد امام موجودیت پیدا می کند. بحث بود و نبود زندگی انسانی است.

کسانی که به اهمیت تجربه نظری و عملی شیعه در بحث ولایت، پی بردند گوشه ای از آن را گرفته و به آن می پرداختند اما به همه ابعاد آن توجه نداشته اند.

توحید نیز در دل حکومت معنا پیدا می‌کند

بنابراین بر اساس این مبانی ما حتی توحید را نیز در دل حکومت می بینیم. حضرت موسی(ع) وقتی که از میقات بازگشت و دید که قومش گوساله پرست شدند، برادر خود را عتاب کرد که چرا اجازه دادی این اتفاق بیفتد؟! هارون در پاسخ گفت که اگر جلوی گوساله پرستی مردم را می گرفتم، آنها متفرق می شدند و می دانستم شما بخاطر تفرق مردم مرا بیش از این سرزنش می کردید.

لازمه منطقی حرف هارون این است که هویت جمعی به معنای بودن انسان ها است. باید انسانی باشد که بعد نگران توحید و کفر آن باشیم. هویت جمعی باید موحد باشد؛ اگر وحدت اجتماعی از بین برود توحید شکل نمی گیرد، موضوع توحید وحدت اجتماعی است.

وقتی شما در بحث فقه حکومتی بپذیرید که موضوع آن جامعه است، بحث مهمی در اینجا باقی می ماند بنده می خواهم در این زمینه از نظر فلاسفه اسلامی استفاده کنم.

پیوند ناگسستنی فقه حکومتی با مبانی فلسفی

علامه طباطبایی در جمع بندی آراء فلاسفه اسلامی در مبادی اولیه اصول فلسفه آورده است که «اثبات هر موضوع علم برعهده فلسفه است».

پرسش هایی از قبیل اینکه آیا جامعه واقعیت خارجی دارد؟ یک بحث پیشافقهی است؛ یعنی پیش از آنکه شما با متدولوژی فقه بخواهید نظریه پردازی کنید باید به این پرسش جواب بدهید. هر پاسخی که می دهید نقش فروض بنیادی را برای تفقه ایفا می کند.

اگر شما بگویید که جامعه وجود خارجی دارد و آن را با چند گذاره بیان کردید حتما آن گذاره ها، گذاره های نخستین تفقه شما خواهند بود.

اینگونه مباحث باید در یک دستگاه عقلانیت جامع پرداخته شود یعنی شما نمی توانید به فقه کمک کنید بدون اینکه آن را در دستگاه نظام جامع عقلانیت شیعی و اسلامی قرار دهید.

آیا جامعه وجود جدایی از افراد دارد؟ با استفاده از ادبیات فلسفی باید اینگونه پاسخ داد که ما وقتی می گوییم چیز وجود دارد باید آثار متفاوتی داشته باشد. تعبیری که نهایتا در زمینه اصاله الوجود مطرح می شود این است که او منشأ اثر است یعنی با اثر نشان می دهیم که چه چیزی وجود دارد.

جامعه واقعیتی جدای از افرادش دارد

مرحوم علامه هم که جزو قائلان وجود جامعه است، استدلال فلسفی اش این چنین است که جامعه اثر متفاوت از افراد دارد. بنده در فرمایشات ایشان ندیدم که بیان کند که این اثر چیست؟

علامه می فرماید که صفت ذاتی وجود علم و قدرت است؛ بنابراین اگر هویت جمعی علم و قدرتی متفاوت از مجموع افراد داشت، می توانید بگویید که جامعه واقعیتی جدای از افراد دارد.

امروزه دانش های زیادی وجود دارد که می گوید جامعه علم و قدرت متفاوتی دارد؛ یعنی جامعه محل تولد علم و قدرتی است متفاوت از علم و قدرتی که حاصل جمع افراد است.

جالب است که در بحث های اخیر و جدید عمدتا هویت علم را با جامعه توضیح می دهند یعنی در حال حاضر وقتی می خواهند بگویند که علم غربی چیست، آن را منبعث از هویت جمعی مردم مغرب زمین نشان می دهند. یک نحو علیتی میان خصوصیات زندگی اجتماعی و خصوصیات آن علمی که در آن جامعه شکل گرفته است، وجود دارد.

در عرف نیز این مرسوم است که مثلا می گویند در فلان جا فلسفه رشد نمی کند؛ یعنی کاملا علم قابل انتساب به هویت جمعی است.

قدرت به معنای امکان تحمیل اراده های انسان ها بر یکدیگر است. این امر معلوم است که هویت های جمعی مختلف افزون بر جنبه های فردی، اعمال قدرت می کنند.

واقعیت‌های اجتماعی؛ محصول زاویه نگاه مشترک افراد

در جمع بندی بحث باید به این پرسش بپردازم که واقعیت اجتماعی یعنی چه؟ بسیاری از مسائل که ما آن را واقعی می پنداریم، واقعی به معنای تکوینی نیستند بلکه یک واقعیت ثانوی هستند که محصول زاویه نگاه مشترک افراد انسانی است.

به عبارت دیگر ما انسان ها یک زاویه نگاه مشترکی به پدیده ها پیدا کرده ایم و آنچه که می بینیم، محصول آن زوایه نگاه مشترک است. به عنوان مثال وقتی به شما عینکی را نشان می دهم و می پرسم که این چیست؟ همه می گویید عینک است حال آنکه واقعیت تکوینی آن ترکیبی از شیشه و فلز است.

این واقعیت دوم مصنوع نگاه مشترک ما انسان ها به این پدیده ها است. یعنی با هم یک تشریک مساعی داشته ایم و توافق کرده ایم که به این شیء، عینک بگوییم.

ما امروز با واقعیات برساخته اجتماع زندگی می کنیم؛ یعنی اگر زاویه نگاه اجتماعی برداشته شود مانند آن است که این آرایش ها و ظاهر سازی ها برداشته شود. ما در افق نگاه زندگی جمعی به پدیده ها نگاه می کنیم و براساس زندگی می کنیم.

به یک معنا تمام زندگی این چنین است و خارج از آن زندگی دیگری نداریم. این واقعیت ها براساس هویت ها ساخته می شوند، بنابراین جوامع مختلف می توانند واقعیت های مختلفی را بسازند.

ما باید این واقعیت هایی که شکل گرفته است را درست کنیم؛ در غیر این صورت نمی توانیم به یک تفاهم مشترک برسیم. اگر امر اجتماعی را به یک امر فردی تأویل ببریم دیگر درباره آن امر اجتماعی سخن نگفته ایم بلکه موضوع دیگری را مطرح کرده ایم.

فقه فردی ثمره فلسفه فردگرا است

فلسفه اسلامی هم از آنجا که بر مدار فردگرایی شکل گرفت، ظرفیت تمدن سازی که در دوره های قبل داشت را نتوانست حفظ کند. بنابراین فلسفه ما با همه هیمنه اش فقط می تواند از معنویت و سیر و سلوک فردی پشتیبانی عقلانی کند. بنابراین هم مسأله فلسفه ما نیز این است که باید موضوع آن موضوعات اجتماعی باشد.

همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، فلسفه باید تداوم اجتماعی پیدا کند. اگر با متدولوژی فلسفه به پرسش های فلسفی در قلمرو واقعیت های زندگی اجتماعی پاسخ نگوییم، نمی توانیم گام بعدی را برداریم و آن نظریه پردازی فقهی با موضوع واقعیت های اجتماعی است.

اندیشه امام(ره) قابل تجزیه نیست؛ برخی که مرید امام(ره) هم هستند می خواستند ولایت مطلقه فقیه مورد نظر امام را تبیین کنند می گفتند منظور همان ولایت عامه است؛ یعنی در دستگاه فقهی خود نمی توانست جای اندیشه امام(ره) را پیدا کند و صرفا می خواست به امام(ره) وفادار بماند.

نگاه اجتماعی سبک نظریه پردازی را تغییر می‌دهد

وقتی موضوع فقه ما امر اجتماعی شد و فروض نخستین از آن استخراج شد؛ آنگاه باید به این پرسش مهم پاسخ بگوییم که از چه راهی می خواهیم مسیر را ادامه بدهیم؛ بنابراین متدولوژی ما هم باید دستخوش تغییر قرار بگیرد و روش نظریه پردازی ما باید متفاوت باشد.

اگر در جامعه علمی حوزوی ما این روند طی شود ما می گوییم این فقه کارآمد بوده است؛ البته باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که تولید علم تدریجی است و ما تاکنون اندوخته بسیار خوبی داشته ایم اما با آن جایگاهی که باید در آن باشیم هنوز فاصله زیادی داریم./۲۰۱/۲۴۱/ح

وسائل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *