مقدمه مجموعه مقالات سومین کنگره علوم انسانی اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

سومین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی با مشارکت و حضور فعال اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه در روزهای دهم و دوازدهم آبان ۱۳۹۴ در تهران و قم برگزار شد. روز اصلی کنگره در تهران و با سخنرانی دانشمند گرامی، جناب آقای دکتر علی لاریجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی و با ارائه ۹۵ مقاله در چارچوب دوازده کمیسیون تخصصی بر محور هشت رشته تخصصی و چهار موضوع فرارشته‌ای برگزار شد. خدای کریم و بزرگ را شاکریم که به ما توفیق داد تا مراسم اختتامیه سومین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی را در شهر مقدس قم و با فرصت شرفیابی و استفاده از محضر استاد بزرگوار ما حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته، به عنوان یکی از بزرگترین مراجع تقلید شیعه با وجود مشکلات و اشتغالات متعدد معظم له برگزار نمائیم. بی‌گمان این توفیق جزء نقاط عطف این حرکت عظیم علمی در کشور بود. آشنایان تاریخ معاصر اسلام و ایران می‌دانند که ایشان به عنوان یک شخصیت جامع در طول عمر مبارک علمی خود از پیشتازان تحول حوزه در مسیر اقتضائات دوران جدید حیات اسلام و جهان بوده‌اند.

مراسم اختتامیه دو منظور دیگر نیز داشت: تکریم و تجلیل و یادکردی از شخصیت علمی و عملی کم‌نظیر حضرت آیت الله مهدوی کنی رحمت الله علیه به خاطر بنیان گذاری نخستین دانشگاه علوم انسانی اسلامی در کشور و همزمان اعطاء دومین جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی به سه تن از صاحب نظران برجسته علوم انسانی اسلامی.

فرصت را غنیمت می‌شمارم و چند نکته را تقدیم می‌دارم:

نکته اول: علوم انسانی و اجتماعی متعارف، هر چند مثل همه‌ی دستاوردهای علمی و عملی جدید بر شانه دستاوردهای دیرین و دیرینه بشر استوار است، اما روشن است که عموماً و عمدتاً محصول نظریه‌پردازی انسان جدید غربی برای تبیین پدیده‌ها و کنش‌های انسان جدید غربی و برای اداره زندگی انسان جدید غربی است.

بنابراین از منظر معرفت شناختی و فلسفی، از منظر اخلاقی و عملی و فلسفه زندگی و از منظر نظام‌های تحقق‌یافته و عینی زندگی و به علاوه این‌ها از منظر دستاوردهای دوران جدید غرب هر اندازه که انسان جدید غربی قابل قبول و تعمیم‌پذیر تلقی شود دستاوردهای علوم انسانی نیز قابل قبول و جهانشمول خواهد بود. بنابراین به کارگیری نظری و عملی علوم انسانی متعارف به معنای بازتولید و تحقق فلسفه غربی زندگی است، درحالی‌که نقد بر علوم انسانی متعارف در خود غرب به تولید دانش منجر شده اما برخی از پاپ کاتولیک‌ترهای کشور ما برای نقد و مخالفت با رقبای فکری خود اندکی نیز از درجه بالای پیروی نظری و عملی خود از رویکرد مسلط کوتاه نمی‌آیند. از همین جا است که ضرورت آزاداندیشی فکری و فلسفی به عنوان پیش‌زمینه ضروری شکل‌گیری نظریه‌پردازی بنیادی در کشور نمایان‌تر می‌شود.

نکته دوم: بررسی‌های ما نشان می‌دهد که قید اسلامیت برای علوم انسانی از چهار وجه یا نظر خارج نیست. گاه منظور، اسلامیت فرد و جامعه مورد پژوهش است، گاه منظور اسلامیت پِژوهشگر و نظریه‌پرداز است و گاه اسلامیت غایت نظریه‌پردازی و نظریه است. واقعیت آن است که این هر سه منظر در یک دسته‌بندی کلی قرار می‌گیرد و آن اینکه علوم انسانی از آن سو که می‌تواند و یا باید متأثر از نیازها و اقتضائات زیست‌بوم اجتماعی مسلمانان تولید شود اسلامی خواهد بود. باورمندان تحلیل اجتماعی علم و نیز دیدگاه‌هایی که علم را به شدت تکنولوژیک می‌دانند در این دسته‌بندی قرار می‌گیرند. البته مبانی علم بومی به نحو مطلق نیز از آن رویکرد حمایت نظری می‌کند.

اما رویکرد جدی‌تر و اصولی‌تری که منافع سه رویکرد اشاره شده را نیز داراست و از سوی بخش وسیعی از جامعه علمی در حال شکل‌گیری است بر آن است که اسلام قید علم است. بر این اساس ما از دانشی اسلامی در قلمرو تعریف علوم انسانی صحبت می‌کنیم که قرار است علوم انسانی را برای انجام وظایفش از سوی هر پژوهشگری و در مورد هر جامعه‌ای و برای هر جامعه‌ای مدد رساند، بر این اساس قید اسلامی برای این پروژه و پروسه یک قید شناختی است و به معنای آن است که منابع معتبر شناخت اسلامی که از منابع شناخت مورد اتکا در علوم انسانی جامع‌تر و گسترده‌تر و کامل‌تر است، برای نظریه‌پردازی مورد اتکاء و مورد استناد است و پیداست که تحقق این رویکرد تنها با محوریت حوزه‌های علمیه امکان‌پذیر است. اینجانب به عنوان فردی که در این توفیق چند ساله به دلیل مسئولیتی که بر عهده‌ام قرار گرفته ارتباطات زیادی را با جامعه علمی برقرار کرده‌ام، می‌توانم این جمع‌بندی مهم را تقدیم نمایم که مجموعه دستاوردهای علمی و مجموعه نیروی انسانی تربیت شده در قلمرو علوم انسانی در حوزه علمیه قم همینک در حد و سطحی قرار دارد که پیشتازی و رهبری حوزه‌های علمیه را برای رقم زدن یک انقلاب علمی در آینده نزدیک نوید می‌دهد.

ضرورت انقلاب علمی در قلمرو علوم انسانی با عناوینی نظیر بومی‌سازی، دیر زمانی است که در جامعه‌ی علمی ما مطرح شده است، زیرا علوم انسانی متعارف در نظر همگان از توانایی انجام وظایفش در جامعه ما برخوردار نیست، اما واقعیت آن است که در ایران عزیز این آرمان اجتماعی نیز نظیر همه آرمان‌های دیگر زندگی جز در بستر دین تحقق‌پذیر نبوده و نیست. به نظر می‌رسد دین و عالمان جدید دینی توانستند به این نیاز جامعه نیز پاسخ درخور عملی دهند. این پاسخگویی مناسب بسیار شبیه رهبری روحانیت برای اصل انقلاب اسلامی است. ضرورت انقلاب اجتماعی در ایران برای مبارزه با ظلم و استعمار و استبداد خارجی مسئله‌ای نبود که فقط علمای دین خود را در مقابل آن مسئول بدانند، اما دیگران برای تحقق این مهم نظراً و عملاً ناموفق بودند. اسلام و علمای اسلام بودند که توانستند با فلسفه‌ای درست و با پیوند با عواطف مردم آن را به نتیجه برسانند. بر اساس این درک و تحلیل به نظر می‌رسد این موضوع باید در متن و نه در حاشیه حوزه‌های علمیه پیگیری شود. پیشنهاد روشن و مجدد ما تأسیس مدارس علوم انسانی اسلامی در حوزه‌های علمیه دقیقاً با فرهنگ و شیوه مدیریتی در حوزه‌های علمیه است.

دبیرخانه دائمی کنگره با تأسیس کمیسیون‌های دائمی ده‌گانه بر محور رشته‌های علوم انسانی و دو حوزه فرا رشته‌ای فلسفه علوم انسانی و مدیریت تحول علوم انسانی ـ البته هر کمیسیون با مدیریت یکی از دانشگاه‌ها و یا یکی از مراکز حوزوی ـ برای تحقق اهداف مذکور پس از برگزاری دو کنگره، سومین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی را با مشارکت و همکاری حدود چهل مرکز علمی و صدا و سیما برگزار کرده است. دستاورد ما از دو کنگره اول و دوم علاوه بر جریان‌سازی علمی و ارتباط علمی با حدود ۲۰۰۰ نفر استاد و پژوهشگر، دستیابی به ۸۶۲ مقاله داخلی و خارجی بوده که از مجموع آن‌ها ۲۰۱ مقاله تأیید نهایی شد و در دو مجموعه مقالات منتشر شده است. برای کنگره سوم، ۵۶۹ چکیده مقاله و ۴۱۱ اصل مقاله به دبیرخانه رسیده که تعداد ۹۵ مقاله آن در روز برگزاری کنگره در قالب ۱۰ کمیسیون تخصصی ارائه شد. در نهایت ۹۷ مقاله علمی و تخصصی برای چاپ در کتاب کنگره تأیید شد. مهم‌ترین ویژگی کنگره سوم در مقایسه با دو کنگره قبلی ارائه مقاله از سوی استادان صاحب نام است.

مجموع مقالات حاضر در برگیرنده ۹۷ مقاله تأییدشده نهایی به تفکیک کمیسیون‌های تخصصی به شرح زیر است:

  • جلد اول، مجموع ۹ مقاله مربوط به کمیسیون فلسفه و روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی با مدیریت دکتر عطاءالله رفیعی آتانی و با محوریت مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا و مجموع ۸ مقاله مربوط به کمیسیون مدیریت تحول علوم انسانی با مدیریت دکتر مجتبی سعادتی و با محوریت دانشگاه عالی دفاع ملی؛
  • جلد دوم، مجموع ۲۳ مقاله مربوط به کمیسیون روانشناسی اسلامی با مدیریت دکتر مهرداد کلانتری و با محوریت دانشگاه اصفهان؛
  • جلد سوم، مجموع ۱۱ مقاله مربوط به کمیسیون ارتباطات و جامعه‌شناسی اسلامی با مدیریت دکتر سید سعید زاهد زاهدانی و با محوریت دانشگاه شیراز؛
  • جلد چهارم، مجموع ۳ مقاله مربوط به کمیسیون تعلیم و تربیت اسلامی با مدیریت دکتر فرزاد جهان‌بین و با محوریت مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا و مجموع ۹ مقاله مربوط به کمیسیون علوم سیاسی با مدیریت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید مهدی ساداتی نژاد و با محوریت مرکز هم‌اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها؛
  • جلد پنجم، مجموع ۶ مقاله مربوط به کمیسیون اقتصاد اسلامی با مدیریت دکتر محمدعلی متفکرآزاد و با محوریت دانشگاه تبریز و مجموع ۶ مقاله مربوط به کمیسیون مدیریت اسلامی با مدیریت دکتر غلامرضا گودرزی و با محوریت دانشگاه امام صادق(ع)؛
  • جلد ششم، مجموع ۲۲ مقاله مربوط به کمیسیون فقه و حقوق اسلامی با مدیریت دکتر محمود حکمت نیا و با محوریت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

به کنگره دوم و سوم از سوی وزارت علوم درجه علمی پژوهشی اعطا شد اما پس از برگزاری کنگره دوم برآن شدیم که تولید علم با تعریف علمی پژوهشی برای هدفی که برگزیده‌ایم کفایت نمی‌کند. برای برداشتن یک گام جدی‌تر برای تولید علم به تولید در سطح نظریه‌پردازی نیازمندیم، سطحی که مبتنی بر آن، تولید علم در حوزه نظریات بنیادی علوم انسانی مورد نظر است. برای تحقق این منظور کتاب نظریه طراحی شد که جلد اول و دوم آن منتشر شده است.

جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی در سطحی بالاتر از کتاب نظریه به آن دسته از نظریه‌ها و نظریه‌پردازانی اعطا خواهد شد که نمره اول را در میان نظریه‌های مختلف از منظر جامعه‌ی علمی در طول دوره مورد بررسی داشته باشند. در دوره نخست، همزمان با کنگره دوم، جایزه جهانی به نظریه‌ی آیت الله علیرضا اعرافی در قلمرو «تعلیم و تربیت اسلامی» و نظریه پروفسور مسعود العالم چودری در قلمرو «مبانی معرفت‌شناختی اقتصاد اسلامی و استلزامات آن» و به نظریه حجت الاسلام و المسلمین سید عباس موسویان در قلمرو «بانکداری اسلامی» اعطا شد. دومین جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی همزمان با اختتامیه کنگره دوم و با دستان مبارک استاد بزرگوار ما حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته، به سه تن از صاحب‌نظران برجسته علمی به خاطر راهگشایی‌های اساسی آنان در قلمرو علوم انسانی اسلامی اعطا شد.

نفر نخست حضرت آیت الله ابوالقاسم علیدوست، به خاطر نظریه‌پردازی فقیهانه در قلمرو نسبت فقه و عقل، عرف و مصلحت. ایشان این فرصت را فراهم نمود تا به نحو روشمندی امکان مساعدت تعالی بخش علمی متقابل فقه و علوم انسانی فراهم گردد. نفر دیگر استاد دکتر مسعود درخشان، به خاطر پیشتازی در نظریه‌پردازی اقتصاد اسلامی و شاگرد پروری. ایشان سنت حسنه‌ای را بنا گذاشت که همینک در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها در حال رشد روزافزون است. نفر سوم دکتر عباس میرآخور؛ وی در نظریه‌پردازی در قلمرو مالی و بانکداری اسلامی کم نظیر است. از نظر کمیته اعطای جایزه این سه استاد بزرگ به مثابه قله‌هایی هستند که نشان دادن آنان با این نشان، به آنان که در مسیر این راهند کمک می‌کند تا آنچه را که از آن سخن می‌گوییم در عمل مشاهده کنند. بی‌تردید این جریان علمی با سیاست‌گذاری و مدیریت مؤثر، با انرژی و انگیزه‌های مضاعف و جهت‌گیری‌های درست‌تر راه خود را به سوی مقاصد الهی این کار بزرگ ادامه خواهد داد.

بمنه و کرمه

عطاالله رفیعی آتانی

دبیر علمی سومین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *