متن سخنرانی در مراسم اختتامیه سومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی ودومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای کریم و بزرگ را شاکریم که به ما توفیق داد تا سومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی را هم از جهت کمیت و هم از جهت کیفیت در سطحی بسیار بالاتر از کنگره دوم برگزار کنیم .

بیش از هر چیز، حضور پر نشاط علمی جمع بسیاری از اساتید و صاحب نظران پیش کسوت و فرهیخته کشور، در کنار حضور جمع جوانترهای علمی را در این محضر نورانی و مبارک ارج می نهیم و به عنوان خادمان این کاری که صاحبش اسلام عزیز است از همگان سپاس‌گزاریم .

سپاس ویژه را تقدیم می داریم به حضور دانشمند گرانمایه جناب آقای دکتر لاریجانی به خاطر حضور چندباره ایشان در این سلسله از همایشهای علمی. بی تردید همراهی ایشان هم از منظر جایگاه حقوقی و هم از منظر شخصیت حقیقی، برای روند تکاملی پروسه و پروژه تولید و ترویج علوم انسانی اسلامی امیدبخش و تقویت‌کننده است. فرصت را غنیمت می شمارم و چند نکته را تقدیم می دارم :

  • بی گمان علوم انسانی و اجتماعی متعارف با متدولوژی و محتوای امروزین آن یکی از محصولات پرثمر انسان جدید در دوران جدید غرب است که به نحو سازگاری مرتبط ، موثر و متاثر از سایر ابعاد و ویژگی‌های دوران جدید غرب تولید و ترویج شده است.هر چند مثل همه دستاورد های علمی و عملی جدید بر شانه دستاورد های دیرین و دیرینه بشر استوار است، اما روشن است که علوم انسانی و اجتماعی عموما و عمدتا محصول نظریه پردازی انسان جدید غربی برای تبیین پدیده ها و کنش های انسان جدید غربی برای اداره زندگی انسان جدید غربی است .

بنابراین از منظر معرفت شناختی و فلسفی، از منظر اخلاقی و عملی و فلسفه زندگی و از منظر نظام های تحقق یافته و عینی زندگی و به علاوه این ها از منظر دستاوردهای دوران جدید غرب هر اندازه که انسان جدید غربی قابل قبول و تعمیم پذیر تلقی شود دستاورد های علوم انسانی نیز قابل قبول و جهانشمول خواهد بود.

در قلمرو همه تعریض هایی که به طور ضمنی در این بخش از عرائضم وجود دارد رویکرد های انتقادی جدید در غرب نسبت به رویکرد و پارادایم مسلط علوم انسانی و اجتماعی نیز شکل گرفته است و جالب اینجاست که برخی از پاپ کاتولیک‌ترهای کشور ما برای نقد و مخالفت با رقبای فکری خود اندکی نیز از درجه بالای پیروی نظری و عملی خود از رویکرد مسلط کوتاه نمی‌آیند. اینجا است که آزاد اندیشی فکری و فلسفی از پیش زمینه های ضروری شکل گیری نظریه پردازی بنیادی در کشور است .

  • بررسی ها نشان می دهد که قید  اسلامیت برای علوم انسانی از چهار وجه یا قول خارج نیست .گاه منظور، اسلامیت فرد و جامعه مورد پژوهش است ، گاه منظور اسلامیت پِژوهشگر و نظریه پرداز است و گاه اسلامیت غایت نظریه پردازی و نظریه است. در رویکرد سوم علم به مثابه تکنولوژی قلمداد میگردد که برای حل و مدیریت مسائل زندگی تولید می شود. واقعیت آن است که این هر سه منظر در یک دسته بندی کلی قرار می گیرد و آن اینکه علوم انسانی از آن سو که می تواند  و یا باید متاثر از نیازها و اقتضائات زیست‌بوم اجتماعی مسلمانان تولید شود اسلامی خواهد بود. باورمندان تحلیل اجتماعی علم و نیز دیدگاه هایی که علم را به شدت تکنولوژیک می دانند در این دسته بندی قرار می‌گیرند. البته مبانی علم بومی به نحو مطلق نیز از آن رویکرد حمایت نظری می کند.

اما رویکرد جدی تر و اصولی تری که با استفاده از ظرفیت سه رویکرد اشاره شده و از سوی بخش وسیعی از جامعه علمی در حال شکل گیری است بر آن است که اسلام قید علم است. بر این اساس ما از دانشی اسلامی در قلمرو تعریف علوم انسانی صحبت می کنیم که قرار است علوم انسانی را برای انجام وظائفش از سوی هر پژوهشگری و در مورد هر جامعه ای و برای هر جامعه ای مدد رساند ، بر این اساس قید اسلامی برای این پروژه  و پروسه یک قید شناختی است و به معنای آن است که منابع معتبر شناخت اسلامی که از منابع شناخت مورد اتکا در علوم انسانی جامع تر و گسترده تر و کاملتر است، برای نظریه پردازی مورد اتکاء و مورد استناد است . بر این اساس نظریه پردازی با رویکرد اسلامی در قلمور علوم انسانی حداقل  دو سرمایه و دارائی عظیم را داراست . دارائی نخست تجربه علمی و عملی عقلانیت اسلامی در این زمینه در طول تاریخ اسلام است و سرمایه و دارائی دوم  داشته ها و دستاورد های علمی جهانی به ویژه علوم انسانی متعارف است. بنابراین برای نیل به مقصود نه دستاوردهای علمی مسلمانان تماما قابل قبول و مفید و کاراست که امام راحل عظیم الشأن در این زمینه داعیه دار بزرگ بود و نه دستاورد های علوم انسانی متعارف تماما ناکافی و نادرستند. اگر تجربه غربی در این زمینه نبود ممکن بود که همینک پروژه و پروسه علوم انسانی اسلامی اساسا مطرح نمی شد .

بر این اساس گویی که ما با استفاده علمی از دو تجربه مذکور در حال تولید دوره  جدیدی از عقلانیت و علم اسلامی قرار داریم .

این تجربه با دورانی که عقلانیت اسلامی با تسلط بر فلسفه یونانی به تولید دوره جدیدی از عقلانیت اسلامی پرداخته شباهت زیادی دارد. فلسفه اسلامی با استفاده از ظرفیت فلسفه قدیم یونان اینک در شرایطی قرار دارد که به تعبیر شهید مطهری تفاوت آن با فلسفه قدیم یونان مثل تفاوت فیزیک جدید و قدیم است .

 

اما فلسفه به هر حال و در هر جا فلسفه است منظور از فلسفه اسلامی فلسفه ای است که در آغوش عقلانیت اسلامی رشد، تکامل و تعالی یافته و البته همچنان این روند ادامه داشته و باید هم  ادامه داشته باشد .بر این اساس است که ما به جای آنکه وقت خود و جامعه علمی را مصروف برخی از تلاشهای ظاهری نماییم بر آنیم که علوم انسانی و علم با هر رویکردی باید با منطق تولید علم در یک فضای گفتمانی علمی تولید و ترویج شود . بر همن اساس است که ما از حوزه سیاست و مدیریت عمومی در کشور نمی خواهیم که به صورت دستوری برای تولید علومی که در این مسیر قرار ندارند مانعی ایجاد کند. خواسته روشن صادقانه و واضح ما این است که برای رویکرد اسلامی تولید علم هم راهی باز کنید همین و بس.

  • دبیرخانه دائمی کنگره با تاسیس کمسیونهای دائمی بر محور رشته های علوم انسانی و دو حوزه فرا رشته ای فلسفه علوم انسانی و مدیریت تحول علوم انسانی برای تحقق اهداف مذکور پس از برگزاری دوکنگره، سومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی را با مشارکت و همکاری حدود چهل مرکز علمی و صدا و سیما برگزار کرده است. دستاورد ما از دو کنگره اول و دوم علاوه بر جریان سازی علمی و ارتباط علمی با حدود ۲۰۰۰ نفر استاد و پژوهشگر، دستیابی به ۸۶۲ مقاله داخلی و خارجی که از مجموع آنها ۲۰۱مقاله تایید نهایی شد و در دو مجموعه مقالات منتشر شده است.

به کنگره دوم و سوم از سوی وزارت علوم درجه علمی پژوهشی اعطا شد اما پس از برگزاری کنگره دوم بر ان شدیم که تولید علم با تعریف علمی پژوهشی برای هدفی که برگزیده ایم کفایت نمی کند . برای برداشتن یک گام جدی تر برای تولید علم به تولید در سطح نظریه پردازی نیازمندیم ، سطحی که مبتنی بر آن، تولید علم در حوزه نظریات بنیادی علوم انسانی مورد نظر است .

برای تحقق این منظور کتاب نظریه طراحی شد که حاوی نظریاتی در این حد و سطح خواهد بود که جلد اول آن امروز رونمایی خواهد شد . جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی در سطحی بالاتر از کتاب نظریه به آن دسته از نظریه ها و نظریه پردازانی اعطا خواهد شد که نمره اول را در میان نظریه های مختلف از منظر جامعه علمی در طول دوره  بررسی داشته باشند. در دوره نخست، دو سال پیش جایزه جهانی به نظریه‌ی آیت الله اعرافی در قلمرو «تعلیم و تربیت اسلامی»  و نظریه پروفسور چوداری در قلمرو «مبانی معرفت‌شناختی اقتصاد اسلامی و استلزامات آن» و به نظریه استاد موسویان در قلمرو «بانکداری اسلامی» اعطا شد. دومین جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی نیز به سه تن از صاحب نظران برجسته تعلق گرفته که همزمان با مراسم اختتامیه کنگره در قم اعطا خواهد شد.

برای کنگره سوم، تاکنون ۵۶۵ چکیده مقاله و ۴۰۴ اصل مقاله به دبیرخانه رسیده که تعداد ۸۷ مقاله آن امروز در قالب ۱۰ کمسیون تخصصی در حال ارائه است. این مقالات به علاوه مجموعه‌ی دیگر از مقالات تخصصی که نهایتا تایید خواهد شد در مجموعه مقالات کنگره سوم منتشر خواهد شد .

فرصت را غنیمت می شمارم و به استحضار می رسانم که مراسم اختتامیه کنگره سه شنبه پس فردا بعد از ظهر با استفاده از افاضات مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته برگزار خواهد شد. همزمان دومین جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی به سه تن از صاحب نظران برجسته به صورت مستقل با دست مبارک معظم له اعطاء خواهد شد .

به عنوان نکته پایانی و بسیار مهم به عرض حضار محترم می رسانم که همزمان با مراسم اختتامیه کنگره، مراسم نکوداشت شخصیت کم نظیر علمی و عملی و به یاد ماندنی حضرت آیت الله مهدوی کنی رحمت الله علیه را به عنوان بنیانگذار اولین دانشگاه علوم انسانی اسلامی در کشور را خواهیم داشت . از همه حضار محترم دعوت می کنیم که با حضور خود بر نور و نشاط علمی و معنوی جلسه پس فردا بیفزایند.

الحمد الله رب العالمین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *