دکتر غلامی: علوم انسانی مغزافزار مدیریت کشور است/ دکتر زاهد: ناکارآمدی علوم انسانی غرب در مواجهه با مکتب مترقی اسلام

به گزارش دبیرخانه دائمی کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر رضا غلامی رئیس شورای سیاست گذاری کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی و دکتر سید سعید زاهد زاهدانی؛ رئیس کمیسیون جامعه شناسی کنگره، حجت الاسلام علیرضا قائمی نیا عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، عباس گوهری مدیرکل برنامه‌ریزی درسی دانشگاه آزاد در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما به بررسی و تبیین «علوم انسانی و نیاز جامعه امروز ما» پرداختند.
مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:
هیچ کشوری نمی تواند بدون علوم انسانی، خود را اداره کند
غلامی: علوم انسانی مغزافزار مدیریت کشور است، هیچ کشوری نمی­­ تواند بدون علوم انسانی خویش را اداره کند، متخصصین علوم انسانی هستند که در رشته­ های مختلف بسیاری از طراحی ­ها را، بسیاری از عملیات­های اجرایی را برعهده دارند و در زمینه ­های مختلف باید ایفای نقش داشته باشند اما متاسفانه در کشور ما به دلیل اینکه علوم انسانی قَدر و منزلت خودش را پیدا نکرده است.
خیلی اوقات می ­بینیم که مناسبات لازم در علوم انسانی مانند خیلی از کشورها حاکم نیست و معمولاً خیلی از فارغ­ التحصیلان رشته‌های علوم انسانی­ از این جهت گله­ مند هستند که نتوانستند در جایگاهِ شایستۀ خودشان قرار بگیرند اما فلسفۀ وجودیِ علوم انسانی و اهمیتش در جای خودش قابل توجه است و می­تواند به کشور در خیلی زمینه­ها کمک کند.
علوم انسانی ارائه شده در دانشگاه‌ها یک علوم انسانیِ کهنه­ شده و به دور از مرزهای علمی است
مجری: حالا فارغ از اینکه برای این فارغ­التحصیلان کاری بوده یا نبود یعنی شایستۀ آن کار بودند، در آن کار قرار بگیرید یا خیر و دوباره فارغ از اینکه ما چه تعداد نیاز داشتیم کارشناس یا کارشناس ارشد یا دکتری در علوم انسانی داشته باشیم و داریم، قالب آن چیزی که به این دانش­آموختگان و دانشجویان تدریس شده یا دارد می­شود بیشتر متمایل به کدام فرهنگ است؟
غلامی: در هر صورت ما در نظامی زندگی می­کنیم، در سیستمی کشور را اداره می­کنیم که ۴۰ سال است با پیروزی انقلاب اسلامی به یک نظام اسلامی تبدیل شده است، طبیعی است مردم انتظار دارند یک جهان­بینی الهی، احکام و ارزش­های اسلامی در رگ­های این جامعه جاری و ساری باشد و علوم انسانی هم نمی­تواند به این مطالبۀ جدی مردم پاسخ منفی بدهد.
از ابتدای انقلاب دغدغۀ تحول در علوم انسانی مطرح بود و تلاش بر این شد که علوم انسانی خودش را تطبیق بدهد با این خواسته و مطالبۀ بر حق مردم ایران، اقتضائات پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، تلاش­هایی هم شد برای اینکه علوم انسانی در این زمینه بتواند انتظارات مردم را پاسخ بدهد و الان هم واقعیت این است که بعد از ۴۰ سال ما همچنان بخشی از عمده­ای از علوم انسانی ما، علوم انسانیِ غربی و سکولار است و نم ی­شود گفت واقعاً علوم انسانی ما مبتنی بر جها­ن ­بینی الهی است یا احکام و ارزش­های الهی را توانسته آن طور که شایسته است در درون خودش نهادینه بکند.
البته این مطلق نیست ما در بعضی از رشته­ ها توفیقاتی هم داشتیم، اما در کل رضایت بخش نیست و همین مسئله باعث شده است علوم انسانی در جامعۀ ما نه در فهم و درک مسائل اجتماعی توفیق بالایی داشته باشد نه در ارائۀ نسخه­های کارآمد، چون یک بخش از بحث ما مربوط به حوزۀ تئوری و نظر است.
یک بخش دیگر که به نظر من خیلی مهم است برای ارزیابی علوم انسانی، کاراییِ علوم انسانی در جامعه است؛ به نظر من علوم انسانی برای فهمِ مناسبات و ارتباطاتِ یک جامعۀ دینی یک علوم انسانیِ ناکارآمد و ضعیف است و لذا یکی از دلایل عدم رجوع به این علوم انسانی، عدم رجوع متخصصان علوم انسانی این است که علوم انسانی­ نمی­ تواند در خیلی از زمینه ­های پاسخگوی نیازهای ما باشد؛ لذا باید با تاسف بگویم علی رغم این گسترشِ کمی که علوم انسانی در این سالها پیدا کرده است و یک سوم جامعۀ علمی ما را علوم انسانی تشکیل می­ دهد.
آنچه که امروز به دانشجویان ارائه می ­دهیم، دور است از علوم انسانی اسلامی و حتی اگر از علوم انسانی هم صرف ­نظر کنیم حتی به آن چیزی که در دنیا هم به عنوان علوم انسانی سکولار است، فاصله داریم، یعنی یک علوم انسانیِ کهنه ­شده و به دور از مرزهای علمی است که متاسفانه امروز در اختیار دانشجویان ما قرار می­ گیرد و آثارش را هم ما در وضعیت مدیریت کشور، در خیلی از عرصه ­های علوم انسانی که باید ایفای نقش کنیم، می بینیم.
مجری: آقای دکتر! نتیجۀ اینکه در رشته ­های مختلف علوم انسانی­ ما متونی را داریم تدریس می­ کنیم که قدیمی شدند یا با نیاز جامعه ما تطبیق ندارند، چه اتفاقی افتاده و چه نتیجه ­ای را در عملکرد بیرونی این آموزش ­ها ما داریم می ­بینیم؟
زاهد: اساساً باید عرض کنیم علم یک پدیدۀ فرهنگی است، به خصوص علوم انسانی، ما قبل از انقلاب مدیران و متولیان جامعه، آغوش جامعۀ ما را باز کرده بودند برای پذیرش فرهنگ غرب. بنابراین علومی هم که در غرب رشد کرده بود می­ توانست رافع نیاز مقاصد دستگاه سیاسی باشد، اما آن ماجرا طبیعتاً با فرهنگ ملی و دینی ما مغایرت داشت که به طوری مردم یکپارچه در انقلاب اسلامی شرکت می­ کنند و می­ خواهند فرهنگ تغییر کند و آن فرهنگِ اصیل ملی و بازگشتن به خویشتن حاکم شود.
حالا این فرهنگ اصلی ملی وقتی می­ خواهد حاکم شود مدیران جامعه هم طبیعتاً پشتیبان هستند احتیاج به ابزار مدیریتش را دارند که همان علوم انسانی است؛ ما علوم انسانی­ای که همراهِ با فرهنگ غرب وارد جامعۀ ما شد طبیعتاً رافع نیازهای ما نبود شاید می­ توانست آن بخش­هایی از فرهنگ ما را که ما مقلد غرب بودیم مسائلش را حل کند، اما آنهایی که استقلالی بود مثلاً در صنعت ما می­توانستیم مناسبات کارگری­ را با آن تئوری­ ها تا حدی تصحیح کنیم اما وقتی مناسبات و فرهنگ تغییر کرد و ما برگشتیم به فرهنگ ملی خودمان متوجه شدیم دیگر آن علوم انسانی نمی­ تواند به ما کمک کند.
بنابراین با توجه به این دریافت، مسالۀ ما این شد که حالا چه علوم انسانی­ای می­توانست به ما کمک کند؟ به عبارت دیگر چه علوم انسانی­ای می ­تواند مسائل ما را مبتنی بر فرهنگ­مان حل کند؟ اینجا یک تحولی باید اتفاق می­افتاد در آن علوم انسانی وارداتی.
ناکارآمدی علوم انسانی غرب در مواجهه با مکتب مترقی اسلام
طبیعی است این حرکت­های فرهنگی بلندمدت هستند و یک شبه نمی ­شود این تغییر را ایجاد کرد و ما الان در جریان تغییر هستیم؛ به عبارت دیگر ما نیازهایی داریم مبتنی بر فرهنگ ملی و اسلامی­ مان و می­ خواهیم این مسائل­مان را با علوم انسانی ­مان حل کنیم، علوم انسانی غربی باید خودش را تطبیق بدهد با این نیازها، گام اول بومی­ سازی است، یعنی باید مسائل بومی ­مان را حل کنیم، یعنی الان حتی مناسبات کارگری در کارخانۀ ما که نوع تکنولوژی از غرب تقلید شده است، آن مسائل قبلی است یعنی مناسباتِ کارگر و کارفرمای جامعۀ ما با مناسبات کارگر و کارفرمای جامعۀ اروپا و آمریکا متفاوت است، طبیعتاً ما باید آن علوم انسانیِ قبلی را مبدلش کنیم به علوم انسانیِ متناسب با فرهنگ خودمان، به این پروسه می­ گوییم «بومی­ سازی».
اما از این مهمتر ما یک مکتبی را داریم در جامعه­مان پیاده می­کنیم که مکتب مترقی اسلام است که فضای نگاهش به جامعه فقط پوسته مادی­اتش نیست، عمق معنوی­اش را هم می­خواهد ببیند و عمق معنوی­اش را هم می­ خواهد مدیریت کند، بنابراین دیگر آن علوم انسانی غربی حتی اگر می­ توانست آن پوستۀ ظاهری را هم مدیریت کند که به خاطر بومی­سازی نمی­ تواند این کار را بکند، آن عمق معنوی را طبیعتاً پاسخگو نیست.
مجری: یعنی شما می ­فرمایید در نتیجۀ آن چیزی که ما عمل کردیم در طول این ۴ دهه آن نیاز جامعه را نتوانستیم برآورده کنیم و آن پوستۀ معنوی را که باید می­ داشتیم الان نداشتیم؟
زاهد: یعنی ما یک پوستۀ مادی داریم که در آن تغییراتی اتفاق است یک عمق معنوی هم داریم که باید به آن توجه کنیم و بپردازیم، علوم انسانی باید متولی این دو بخش باشد، بنابراین یک تحولی لازم دارد و یک تغییر مبنایی که به اسلامی شدن نزدیک شود.
متأسفانه دانشگاه‌های ما بیشتر در جنبه سلبی علوم انسانی اسلامی تأکید کرده‌اند
مجری: آقای دکتر گوهری! چقدر در سرفصل­های دانشگاهی ما به علوم انسانیِ اسلامی توجه شده است؟
گوهری: در سرفصل­های درسی متاسفانه خیلی کم به این مساله توجه شده است و سرفصل­های ما در دانشگاه­ ها نیاز به یک تحولِ جدی دارد ما در جنبۀ سلبی­اش کار کردیم، دوستان فرمودند به هر حال علوم انسانی که امروزه در دانشگاه­های ما تدریس می­ شود اسلامی نیست، یعنی واقعیت این است که در زمینۀ تدریس دانشگاه­ها این مشاهده می­ شود که علوم انسانی بومی نشده است، علوم انسانیِ اسلامی که ما می­خواهیم نیستند.
ترجمه منابع غربی در حوزه علوم انسانی نمی‌تواند گره‌گشای جامعه اسلامی ما باشد
مجری: ـ آقای دکتر شما به صورت مطلق صحبت می­کنید؟ نیستند یعنی به طور کامل رد می­کنید؟
گوهری: آن چیزی که انجام شده است اندک است، یعنی واقعاً در عرصۀ ما بگویم، ما نمایش­ها و بحث­های تئوریک زیادی در این زمینه کردیم، همۀ ما متفق ­القول هستیم، علوم انسانی باید اسلامی شود، اصلاً علوم انسانی بدون دیدگاه نداریم یا غربی است یا غیرغربی است که ما می ­گوییم اسلامی اما در سرفصل­هایمان مشاهده نمی­ شود، سرفصل­های علوم انسانی بسیار قدیمی و کهنه است، ما در عمل باید بنشینیم این سرفصل­ها را اصلاح کنیم، وظیفۀ ما است، دانشجویی که می­ آید علوم انسانی می­خواند که یکسره غربی­ست، منابعش غربی ا­ست، کتاب ­هاست غربی­ست، ترجمه هایی که الان ما به خورد او می ­دهیم او نمی­ تواند در جامعۀ اسلامی گره­گشای ما شود، عرض من در عمل است که سرفصل­ها مشکل دارد باید کمیته ­ها و گروه ­های برنامه ­ریزی در وزارت علوم بنشینند و اینها را کار کنند.
عقب ماندگیِ بسیار طولانی و متراکم در زمینۀ تولید علم در عرصۀ علوم انسانی اسلامی داریم
غلامی: نکتۀ مهمی فرمودند به هر صورت سرفصل­ها و برنامه­های آموزشی باید متحول شود کارهایی هم انجام شده است الان مدتی است شورای تحول علوم انسانی در شورای انقلاب فرهنگی مشغول همین کار است؛ من معتقدم ما در جاهایی که دست­مان پر است و به یک قوتِ نظری دست پیدا کردیم و توانستیم براساس این قوت نظری ادبیات علمی هم تولید کنیم باید به سمت تغییر سرفصل­ها و برنامه ­ها و امثال اینها برویم، در جایی که هنوز این اتفاق نیفتاده است باید اولویت اول ما تولید علم باشد، نظریه ­پردازی باشد، باید آن سرمایه ­های علمی خودمان را ابتدا مشخص کنیم، تقویت کنیم و بعد برویم به سمت کارهایی که برای یک برنامۀ آموزشی کارهای اصلاح ­ناپذیر محسوب می ­شوند.
من اگر به جای مسئولان مربوطه باشم در شورای نظام فرهنگی یا وزارت علوم در خیلی از رشته­ ها که ما سرمایۀ علمی کافی نداریم، تمرکز را می­ گذارم روی تولید علم، چیزی که ما در کنگرۀ علوم اسلامی هم داریم دنبال می کنیم، یعنی ما تبعاً در نظام آموزش عالی مسئولیت رسمی نداریم که بخواهیم در تغییر سرفصل­ها و امثال اینها دخالت کنیم.
اما جدا از اینکه مسئولیت رسمی نداریم فکر می­ کنیم که امروز هر میزان تولید علمی بیشتر انجام شود و ما بتوانیم خلاء­ها و کاستی­ های خودمان را جبران کنیم، در آن قسمت هم اگر قرار باشد وارد شویم خیلی مسلط­تر و مشفق­تر این کار را انجام می ­دهیم، چون اولین مساله که بعد از تغییر سرفصل­ها برای گروه ­های علمی در دانشکده­های مختلف مطرح است این است که متون علمی کجاست؟ نظریۀ علمی که باید براساس این متون شکل بگیرند کجا هستند؟ چه میزان این نظریات علمی در فرآیند نقد توانستند مقاومت کنند؟ در واقع توانایی خودشان را در بخش­های نظری و علمی به اثبات برسانند؟
من فکر می­ کنم در عین حالی که فرمایش آقای دکتر متین است و باید روی این موضوع کار شود اما بدانیم که ما یک عقب­ ماندگیِ بسیار طولانی و متراکم در زمینۀ تولید علم در عرصۀ علوم انسانی اسلامی داریم و متاسفانه در این سالها هم گرچه شعار تحول در علوم انسانی زیاد داده شده است اما هزینه ­ای برای اینکه ما بتوانیم تولید علمی در این زمینه داشته باشیم، در کشور نکردیم، یعنی با فقر و تنگدستی مجموعه ­ای که می­ خواستند در این زمینه کار کنند، عملاً زمین­ گیر شدند و کارِ چندانی پیش نرفته است و کارهایی که هم دارد انجام می­ شود خودجوش است، یعنی الان اساتید ما، دانشجوپژوهان ما با همان بضاعتی که خودشان دارند و امکاناتی که دانشگاه­ها به شکل طبیعی در اختیار آنها قرار می­ دهند دارند کار می­کنند.
علوم انسانی اسلامی امری ممکن­ الوقوع است و باید اتفاق بیفتد
مجری: آقای گوهری نظر شما دربارۀ بحث­هایی که فرمودند چیست؟ چقدر در برگزاری این کنگره­ ها تولید علم می شود و چقدر می­ تواند کمک کند که این عقب­ ماندگی را جبران کنیم؟ و در سرفصل­هایی که گفتید بشود تغییراتی را ایجاد کرد؟
گوهری: این همایش ­ها و کنگره ­ها در تولید متون به ما کمک می ­کند من منکرش نیستم، اما واقعاً یک مرکزی که بیاید این متون را در اختیار افرادی قرار بدهد که سرفصل­ها را م ی­نویسند، ما یک حلقۀ مفقوده داریم؛
مجری: یعنی شورای تحول علوم انسانی؛
گوهری: کند است، شورای تحول و شوراهایی که تشکیل شدند ۴۰ سال گذشت، ما در آموزش عالی آن دوستانی که در راس قرار دارند چند وظیفه در آموزش عالی دارند، یکی این است که هر سال چه تعداد دانشجو در چه رشته ­ای­ بگیرند؟ بحث اول دوستان همین بود که ما در بعضی از رشته ­ها دانشجویان زیادی داریم که فارغ ­التحصیل شدند، کار ندارند و بیکارند و وارد بازار کار نمی­ شوند چون آموزش عالی باید این را تنظیم کند یعنی وظیفۀ آموزش عالی هر کشوری این است که بگویند چه تعداد دانشجو در چه رشته­ای باید جذب کرد که این رعایت نمی­ شود که این همان نقشه جامع علمی کشور است، تا الان اجرا نشده و نکردند، یعنی شما دانشجویان بیکاری را می­ بینید که در سطح دکتری هستند ولی بیکار هستند!
دوم این متون باید تولید شود و بعد ما بیاییم در برنامه­ های درسی لحاظش کنیم، ما اخیراً در دورانِ جدید دانشگاه آزاد اسلامی این عزم جزم شده است که دوستان به این فکر افتادند که واقعاً سرفصل­­ ها را متحول کنند؛ ولی در بعضی زمینه­ ها قبول دارم دست­مان خالی است، بعضی­ ها اصلاً به این اعتقادی ندارند یعنی طرف می­­ گوید مگر روانشناسی اسلامی هم داریم؟ بنده به ضرس قاطع می­ گویم که داریم، یعنی اصلاً ما علوم انسانیِ بی­ جهت نداریم، علوم انسانی اسلامی قطعاً داریم امری است که ممکن ­الوقوع است و باید اتفاق بیفتد، اما متاسفانه بعضی اصلاً به این باور ندارند.
مجری: ـ شما می­ گویید دانشگاه آزاد متولی این شده که سرفصل­ها را تغییر بدهد یا در هماهنگی با نقشه جامع علمی کشور قرار است اتفاق بیفتد؟
گوهری: اسناد بالادستی برای وزارت علوم، برای دانشگاه آزاد لازم ­الاجرا است، در آن چارچوب افراد بالادستی دانشگاه آزاد به اعتقادی که متولیانش به علوم انسانی اسلامی دارند، یعنی این شروع شده است و گروه­های برنامه ریزی ما شکل گرفته، افراد جدیدی آمدند با این باور که دانشگاه آزاد اسلامی خودش می ­تواند برنامه ­های خودش را مصوب کند، جزء دانشگاه ­هایی است که شورای برنامه­ ریزی آن این اختیارات را دارد و اخیراً با توجه ویژۀ ریاست محترم هیات امنا و رئیس محترم دانشگاه آزاد این کار دارد شکل می­ گیرد ولی یکسری مبادی و مبانی می خواهد، این کاری نیست که ما بتوانیم یک تنه انجام بدهیم، دکتر غلامی خوب فرمودند ما یکسری متون درسی می خواهیم، ما بعد از ۴۰ سال نتوانستیم متون درسی را تولید کنیم.
علوم انسانی اسلامی می‌تواند به مراتب کامل­ تر از علوم انسانیِ موجود باشد
مجری: ـ دکتر زاهد! بفرمائید اصولاً اسلامی کردن علوم به چه معناست؟ یعنی ما صرفاً یک پسوند اسلامی به علوم اضافه کنیم می­ شود علوم انسانی اسلامی؟ یا نه هر نظریه ­پردازی­ که الان صورت گیرد این علوم را شکل می­ دهد یا شکل دیگری را شما متصور هستید؟
زاهد: کسانی که با علم به طور کلی و فلسفۀ علم آشنا هستند می­ دانند که علوم براساس پارادایم ­ها شکل می­ گیرند، بخواهیم ساده ­ترش بکنیم، فلسفه زیربنای تولید علم است به عبارتی هستی­ شناسی، معرفت­ شناسی و روش­ شناسی از فلسفه درمی­ آید، اینها هستند که مبنا می ­شوند برای روش تحقیق که ما با آن ابزار مسائل خودمان را ارزیابی می­ کنیم، بررسی می­ کنیم، نظریه­ پردازی می­ کنیم.
وقتی هستی­ شناسی ما فقط پوستۀ بیرونی یعنی واقعیتِ مشهود را نگاه می­ کند و آن واقعیت ­های غیب که فقط جان آن واقعیت مشهود است را ملاحظه نمی­کند، طبیعی است که در همان حد هم می تواند به ما در تولید علم کمک کند وقتی معرفت­ شناسی ما فقط به تجربه اتکا می­ کند و گزاره­ های عقلی و گزاره ­های وحی را که ما وحی الهی اصلاً مطلق به حساب می­آوریم، اینها را اصلاً ملاحظه نمی­ کند طبیعتاً در همان حد تجربه می­ تواند پاسخگوها باشد نه بیشتر، وقتی روش­شناسی متکی بر این دو اصل نافذ شکل می­ گیرد، طبیعی است که نمی ­تواند کمال روش را برای تولید علم برای ما به وجود بیاورد.
بنابراین علوم انسانی اسلامی به مراتب کامل ­تر از علوم انسانیِ موجود می­شود، علوم انسانی موجود نه اینکه خاصیت ندارد بله می­تواند آن پوستۀ ظاهری را مسائل ما را تا حدی پاسخ بدهد اما ما باید برویم آن علوم انسانی اسلامی را که می ­تواند مجموعۀ مسائل ما را حل کند، عمق مسائل ما را درک کند و ما را هدایت کند به سمت زندگیِ سعادتمند نه فقط یک گذران زندگی و مشغولیاتی که الان وجود دارد. بنابراین لازم است که این تحول اتفاق بیفتد.
مجری: یعنی فرمول ساده ­ای که این علوم انسانی ما اسلامی بشود چیست؟
زاهد: این است که واقعیت غیب را هم مشاهده کنیم و اگر خیلی ساده بخواهیم بگوییم وقتی واقعیات دنیا را، فقط واقعیات تجربی مشهود نبیند، الان این گونه است یعنی مشاهده ستون فقرات روش­ های تحقیق ماست، ما می­ گوییم واقعیت غیب هم وجود دارد، خدا هم است.
مجری: الان مثلاً در علوم سیاسی چگونه می توانیم؟ یک مثال عینی راجع به آن بگوئید.
زاهد: در علوم سیاسی ما بنا بر اعتقاد شیعی معتقد هستیم حاکمیت متعلق به خداست و او در وجود امام معصوم تجلی پیدا می ­کند برای عملیاتی شدن، اگر بنا باشد چنین باشد، یعنی حاکمیتِ حاکم معصوم روی زمین تحقق پیدا کند زمین تا آسمان متفاوت است با نوعِ دانشی که انسانی را حاکم می­­کند که اساساً می‌ گویند ایشان باید دروغ بگوید، کلک داشته باشد و حرفهای رایجی که برای سیاستمداران گفته می­ شود و نمونه­ هایش را در دنیا زیاد مشاهده می کنید. بنابراین نوع مدیریت کاملاً متفاوت می­ شود، شیوه­ های مدیریت کاملاً متفاوت می­ شود. دانشی که می ­تواند اینها را تحلیل کند، تمکین کند و برای آنها برنامه­ ریزی بکند طبیعتاً متفاوت خواهد بود.
پرداختن به علوم انسانی از جمله مسائل بنیادی است
مجری: ـ دکتر قائمی­ نیا شما بفرمایید که چرا باید در جامعۀ ما علوم انسانی، اسلامی باشد و چطور می­توانیم به علوم اسلامی تحقق ببخشیم؟
قائمی ­نیا: این یکی از ضرورت­ های اثر ماست که متاسفانه امروز هم در جامعۀ ما مانند خیلی از مسائل هنوز به آن درست توجه نشده است و شاید جامعۀ دانشگاهی ما هنوز این مساله برای آنها توجیح نشده است و فکر می­کنند مساله یک قضیۀ سیاسی است، در صورتی که این مساله دغدغۀ بسیاری از متفکران و اندیشمندان اسلامی در عصر جدید بوده، کسانی مانند مرحوم اقبال لاهوری، حتی قبل از انقلاب اسلامی شهید مطهری، شهید صدر و بزرگان دیگری حتی از کشورهایی که شما در آسیای شرقی و امثال اینها می­ بینید به ضرورت مساله توجه کردند که مسالۀ اصلی که ما با دنیای غرب مواجه شدیم روحیۀ فرهنگی­اش است و باید تحلیل دقیقی راجع به این صورت بگیرد و تاثیر اندیشه­ های دینی بر تمام ابعاد تفکر دینی در این فرهنگ که در علوم انسانی غربی تجلی کرده است دیده شود، این ضرورتی است و نه تنها مدیریت جامعه و رفتارهای اجتماعی در جامعۀ ما را این علوم کنترل می کند بلکه جهت می­ دهد به آیندۀ ما.
علوم انسانی­ جدید کاملاً در بستر مسیحیت و با سبقۀ سکولاریستی شکل گرفته است
اینکه چگونه نگرشی که ما نسبت به خود انسان در جامعۀ جدید داریم و مسائلی که می­خواهیم حل کنیم، معضلاتی که با آنها مواجه هستیم طبیعی است ما راه­حل­های خودمان را از این علوم باید دریافت کنیم و مساله خیلی فراتر از مسالۀ سیاسی است، همانطور که عرض کردم یک مسالۀ بنیادی است که مواجه ه­ای که مسلمانان در عصر جدید با فرهنگ غرب پیدا کردند به ضرورت مسالۀ توجه کردند که باطن فرهنگ غرب را همین علوم انسانی تشکیل می­دهد علومی که در آنها نگاهِ خاصی نسبت به انسان، نسبت به عالم و نسبت به رابطۀ انسان با آدم، نسبت به اینکه چگونه باید انسان را مدیریت کرد و چگونه باید معضلات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره را در ابعاد مختلف حل کرد.
همانطور که دوستان اشاره کردند خود علوم غربی هم جهت­ ساز هستند و شاید اصلاً طرح اینکه علوم انسانی غیردینی داریم یک مطلب نادرستی باشد، علوم انسانی­ جدید کاملاً در بستر مسیحیت و تفکرات پروتستان که صبغۀ سکولاریستی دارد شکل گرفتند و متاثرند از اندیشه ­های مسیحیت است، لذا در مواجه با این علوم باید تاثیر اندیشه های اسلامی را دقیقاً دنبال کرد و دید چه جاهایی می­ تواند تاثیر داشته باشد. هیچ علمِ انسانی را ما نمی ­توانیم پیدا کنیم که فارغ از تاثیر اندیشه­ های اسلامی باشد، در ابعاد مختلفش؛ لذا قضیه این نیست که آیا علوم انسانی اسلامی ممکن است یا نه؟ به نظرم اصلاً این فراتر از قضیه امکان است در بعضی از ابعاد ما می ­بینیم محقق شده است، در طول تاریخ اسلام خیلی اندیشه ­هایی در زمینه­ های مختلف که مربوط به علوم انسانی است شکل گرفته است و در جامعۀ مسلمانان تاثیر داشته است و این محقق شده است ولی متناسب با عصر جدید و مسائلی که در عصر جدید برای بشر مطرح می­ شود، در جامعۀ مدرن مطرح می­ شود این مسائل باید بازسازی شود و پرسش ­هایی از متون سنتی و آن چیزی که به عنوان میراث تفکر اسلامی در طول ۱۴ قرن شکل گرفته است، در علوم مختلف، در قلمروی حتی فقه و فلسفه و کلام و مباحث دیگری که در علوم اسلامی مطرح است، نسبت اینها با این مسائل جدید و معضلات بشر جدید و جامعۀ امروزی خصوصاً ایران روشن شود.
بحث ما با علوم انسانی غربی، بر سر شرق و غربِ صرف نیست
مجری: آقای غلامی، برخی معتقدند علوم انسانی غربی تهدیدی برای ما نیست، به این دلیل خود ما بودیم که این علم را تولید کردیم، در علوم تجربی هم افرادی بودند مانند خوارزمی، ابوریحان و بزرگانی از این دست که خودشان در تولید و شکل­ گیری این علوم نقش داشتند و حالا آن تفکر غربی یک آینه ­ای است و ما داریم آن را می ­گیریم و ما دوباره داریم به آن اضافه می ­کنیم همان طور که آنها به علومی که ما داشتیم اضافه کردند، آیا این تعبیر را درست می­دانید؟
غلامی: همان طور که دوستان اشاره کردند، بحث ما با علوم انسانی غربی بر سر شرق و غربِ صرف نیست بر سر جهان بینی­ ای است که چترش بر سر این علوم انسانی باز شده است، ما از یک جهان بینی اسلامی صحبت می کنیم که نقطۀ مقابلش جهان بینیِ الحادی است و اگر هم ملحدانه به بحث علوم نگاه نکنیم لااقل نگاهش به علوم انسانی و اجتماعی یک نگاهِ سکولار است یعنی قرار نیست از مبانی دینی، از ارزشهای اسلامی در این علوم هیچ ­گونه استفاده­ای را کند، آنها در جای خودشان هستند اما قرار نیست که در ادارۀ جامعۀ ما نقشی را ایفا کنند.
علوم انسانی برگرفته از سکولار را مطلقاً منفی یا غیرقابل استفاده نمی ­دانیم
بله! ممکن است بعضی از دانشمندان ما در طول تاریخ تفکرات­شان از جهاتی یک نزدیکی با تفکرات سکولارها هم داشته و به افزایش کمی و کیفی تفکراتِ این چنینی کمک کرده باشد اما این مبنائاً خیلی نمی­ تواند درست باشد، ما این تقابل و این رویارویی را از سده­های قبل شاهد هستیم و هیچ وقت دانشمندان ما آنهایی که انتقاد داشتند به جامعیت و کمال اسلام به سمت اردوگاهِ علوم انسانیِ سکولار حرکت نکردند.
ضمن اینکه ما علوم انسانی برگرفته از سکولار را مطلقاً منفی یا غیرقابل استفاده نمی­ دانیم همانطور که آقای دکتر زاهد به درستی اشاره فرمودند حتماً نقاط قوت و مزیت­ های این علوم در علوم انسانی است و من می­خواهم بگویم حتی وقتی که چتر جهان بینیِ الهی بالای سر علوم انسانی باز می­ شود، آن مزیت ­ها و نقاط قوت را هم می ­تواند تقویت کند، یعنی ما مزیت­ها را نه تنها داریم بلکه چیزهایی را به آن اضافه می­ کنیم و قدرت علوم انسانی­ برای نقش آفرینی در مدیریت کشور چند برابر می­ کنیم.
بر نکته ­ای هم تاکید کنم قرار نیست کسی علمی را تحمیل کند، اصولاً علم قابل تحمیل نیست، علم باید در یک پروسه­ای در یک فرآیندی رشد کند به جامعۀ علمی ارائه شود، در معرض نقد قرار بگیرد، آن نظریه­ هایی که در برابر نقد از خودشان مقاومت بیشتری نشان می­دهند و قدرت­نمایی می­کنند خود به خود به محافل علمی، به نهادهای علمی به دانشگاه­ها منتقل می­ شوند و به متون درسی تبدیل می­ شوند و عملاً تا زمانی که از خودشان بتوانند صیانت کنند و نتایج جدیدی پا به میدان نگذاشته است، در محافل و مراکز علمی تدریس می­شوند و مورد تحقیق قرار می گیرند.
اینکه ما می­گوییم علوم انسانی باید اسلامی شود نه اینکه با یک بخشنامه و دستورالعملی از فردا گفته شود تمام تفکرات باید تغییر کند، نه، تفکرات در یک فرآیندی همراه با آزاداندیشی، همراه با نقد باید به سمت علوم انسانی اسلامی سوق پیدا کند.
هیچ­ گاه به فکر تحمیل علوم انسانی اسلامی به کسی نبوده‌ایم
الحمدلله در این سالها هم علوم انسانی اسلامی نشان داد از چنین ظرفیتی برخوردار است، یعنی هر سال می­ بینیم که همراهی اساتید و دانش ­پژوهان با علوم انسانی اسلامی بیشتر می­شود، در یک فضای کاملاً اقناعی، البته دیدگاه ­های مختلفی راجع به علوم انسانی اسلامی وجود دارد، با یک مبنا و تفکر و نظریه روبرو نیستیم، اتفاقاً بنا هم نداریم یکدست­سازی شود، تفکراتی که راجع به علوم انسانی اسلامی وجود دارد می‌تواند این تنوع و تکثر حفظ شود، در یک فرآیندی به شکل کاملاً طبیعی وارد دانشگاه­ها شود و خودبخود اگر توانست قدرت خودش را نشان بدهد جایگزین علوم انسانی ­فعلی شود، البته این منافاتی هم ندارد با اِعمال حاکمیت از طرف حاکم و حاکمیت و نهادهای رسمی کشور که بخواهند شرایط علوم انسانی برای مدیریت کشور بهبود بدهند و لذا کمک کنند به در صدر قرار گرفتن علوم انسانی اسلامی.
اما ما که در جای حاکمان قرار نداریم و در محافل علمی داریم فعالیت می­کنیم هیچ­گاه به فکر تحمیل علوم انسانی اسلامی به کسی نبوده‌ایم، می­خواهیم در یک فضای آزاد علوم انسانی اسلامی عرضه شود، متاسفانه در سالهای گذشته این اجازه داده نشده است، یعنی یک نوع تک­ صدایی در دانشگاه­های ما وجود داشته و عده­ ای می­ خواستند صرفاً دیدگاه و برداشت خودشان در دانشگاه حاکم شود.
مهمترین بحث ما در این کنگره این است که بیایید به این تک­ صدایی پایان بدهید، اجازه بدهیم نظرات علوم انسانی اسلامی در عرصه ­های مختلف مطرح شود، حرفهای جدی نظریه­پردازان ما شنیده شود، جامعۀ علمی ما بحمدلله خردمند و عاقل است اینها را می­ شنود و نقد می ­کند و می ­تواند تمایز قائل شود بین یک نظریۀ کارآمد و یک نظریۀ ناکارا و همین را به شکل جدی داریم تعقیب می ­کنیم هر چند که این حق حاکمیت است که در برنامه ­ریزی، در تغییر سرفصل­ها، در پررنگ کردن بعضی از متون وارد شود اما طبیعی است که از این حیث ما حوزویان و دانشگاهیان چنین چیزی نیست ما در یک سند طبیعی داریم این موضوع را پیگیری می­ کنیم.
وجه اختلاف علوم انسانی اسلامی با علوم انسانی غربی، منطقی است
مجری: بازنگری از منظر دین تاکیدی بوده که رهبری بارها داشتند چطور چنین بازنگری­ای باید انجام شود و شاخصه­ هایش چیست؟
زاهد: ما اگر مقایسه کنیم، علوم انسانی سکولار را با علوم انسانی اسلامی، سه مرتبه را می­ توانیم تشخیص بدهیم، یک وجه اشتراک با آنها داریم، یک وجه اختلاف داریم، یک وجه امتیاز، وجه اشتراک­مان آن بخش تجربی دانش­مان است، جایی که ما باید نهایتاً کار را تجربه کنیم، شواهد عینی برای آن بیاوریم، در این بخش با علوم انسانی سکولار، یعنی بین علوم انسانی اسلامی و سکولار تشابه وجود دارد. یک بخش عقلی دارد که آنجا وجه اختلافی است و در نظریه ­پردازی­­ها نوع تبیین متفاوت می­ شود، تبیین ­هایی که ما می ­­کنیم که نهایتاً در تجربه آنها را به اثبات می­ رسانیم می­ تواند متفاوت باشد کما اینکه در علوم انسانی چیز غریبی هم نیست، نظریه ­های مختلفی وجود دارد، هر اندیشمندی یک نظریه­ ای را ارائه می­ کند به خصوص من در رشته جامعه ­شناسی که تجربۀ بیشتری دارم می­ توانم عرض کنم هر اندیشمندی برای خودشان یک نظریه‌ساز و یک نظریه­ پرداز است و براساس نظریات خودش است که جهان را تبیین و تحلیل می ­کند و ابزارِ آزمایش تجربۀ خودش را انتخاب می­ کند.
یک مابه­ الاختلاف داریم که با آن دیگر نمی­ توانیم توافق کنیم و آن بحث باورهاست و آن واقعیت غیب است که عرض کردم که آنها آن را کنار گذاشتند یعنی کاری به خدا و ملائکه و پیغمبر و دین به طور کلی ندارند، طبیعتاً یک انسان مسلمان نمی ­تواند از اینها بگذرد.
مجری: ـ شاخصی که شما می­فرمایید این است که شاخص ما اسلام خواهد بود در هر بازنگری­ای که اتفاق بیفتد؛
زاهد: بله. یعنی این وجه امتیاز ما با آنها می­ شود، وجه اختلاف ما اختلاف نظریات می­­ شود که با بحث منطقی می ­توانیم با هم صحبت کنیم وجه اشتراک­مان هم بحث­های تجربی است که با آنها تفاوتی نمی ­کند.
یکی از راه­های غرب برای جلوگیری از حضور علوم انسانی ­اسلامی برچسب سیاسی زدن به آن است
مجری: آیا می ­شود واقعاً این موضوع را سیاسی دید و ترکیب علوم انسانی اسلامی آیا گزارۀ سیاسی ارزیابی می­شود یا علمی؟
غلامی: اینکه دوستان این را سیاسی نشان بدهند اما واقعیت­ها تایید می­ کند هیچ نسبتی بین علوم انسانی اسلامی و منافع و مطالباتِ سیاسی وجود ندارد، آنچه که مسلم است در بطن دانشگاه ­ها متولد شده است دارد شکوفا می ­شود و رشد می ­کند.
مجری: منظور شما از تک­صدایی که فرمودید چه بود؟
غلامی: آن تک­صدایی از جانب کسانی است که اتفاقاً خودشان را در پوشش مقابله با جریان سیاسی دارند مطرح می کنند اما سیاسی ­تر از همه عملاً با علم برخورد می­ کنند. متاسفانه یک اقلیتی به نام «جریان روشنفکری سکولار و غرب­زده» از پیش از انقلاب بر گلوگاه­های بسیاری از دانشکده­ های ما حاکم بودند و همیشه تلاش کردند که از حضور یک رقیب جدی بنام «علوم انسانی اسلامی» جلوگیری کنند و یکی از راه ­هایشان برای جلوگیری از حضور علوم انسانی­ اسلامی برچسب سیاسی زدن به آن است، برچسب غیرعلمی زدن به آن است، نمی­توانم این را نگویم که بسیاری از نظریاتی که مطرح می­ شود با اینکه از بسیاری شاخصه ­های علمی برخوردار است و حتی برتری دارد نسبت به خیلی از نظریات رقبای خودش، اما برای اینکه خنثی بشود و از صحنه خارج شود برچسب غیرعلمی می­خورد.
علوم انسانی اسلامی باید به پیشرفت و تکامل برسد
اینها را می شود سیاسی در نظر گرفت اما آن کاری که به لطف الهی در این ۱۰ سال اخیر در زمینۀ علوم انسانی اسلامی دارد انجام می­شود و جلو می­رود حقیقتاً یک کار نابِ علمی است و مشارکت و همراهیِ گستردۀ اساتید با این نوع حرکت­ها به ویژه حرکتی که در کنگرۀ علوم انسانی اسلامی دارد دنبال می­شود، شاهد بر این است که واقعاً تلقی دانشگاه­ها نسبت به این حرکت تلقیِ کاملاً علمی است و من مطمئن هستم اگر سرمایه­ گذاری در این بخش افزایش پیدا بکند و واقعاً حق این مطلب ادا شود و از این مظلومیت خارج شود، ظرف یک مدت کوتاهی علوم انسانی اسلامی می ­تواند در دانشگاه­ها جای خودش را پیدا کند. متاسفانه امروز آن میدان لازم به این نظریات و علوم داده نمی­ شود همان میزان میدانی هم که دارد توانسته خودش را به خوبی اثبات کند و جلو برود.
هرچند که من بازم تاکید می­ کنم حاکمیت در جمهوری اسلامی حق دارد که آن علومی که می تواند راهگشا باشد تقویت کند و پیوند کند اما ما به عنوان عناصر حوزوی و دانشگاهی هدف­مان این است که علوم انسانی اسلامی به پیشرفت برسد و تکامل پیدا کند.
مجری: ـ آقای گوهری قرار است در دانشگاه­ها چه اتفاقی بیفتد و چه حرکتی را باید داشته باشیم تا این عقب ماندگی جبران شود؟
تولید متون. دانشگاه­ها باید در این زمینه اقدام کنند، ما در این زمینه متن نداریم، بازنگریِ سرفصل­ ها باید با سرعت انجام شود و این هم دست­­ اندازهای زیادی دارد که واقعاً باید این موانع برطرف شود و یک مقدار وارد عمل شویم. علوم انسانی اسلامی در جامعۀ ما باید بتواند مسائل ما را حل کند و علوم انسانی غربی قادر به حل مسالۀ ما نیست.
مجری: اشاره­ای هم به موانع داشته باشید!
گوهری: یکی اینکه این است که شوراهای مختلفی که باید این وظیفه را انجام بدهند کند حرکت می­ کنند یعنی یک سرفصلی را که اساتید بررسی می­ کنند تا برود وزارت علوم و مصوب شود شاید دو سال طول بکشد، سرعت علم توان این چند سال معطلی را ندارد.
زاهد: به نظر می­ رسد بحمدلله جو و فضای دانشگاه ­ها امروز علامت سوالی در مقابل علوم انسانی اسلامی ندارد، یعنی این فضا را ما حس می­ کنیم به عنوان حداقل یک نوع از علوم انسانی. جامعۀ دانشگاهی ما پذیرفته که علوم انسانی اسلامی وجود دارد وقتی کسانی که علاقه‌مند به این کار هستند و پا به کار هستند و کار را ان شاءالله با دقت بیشتری نظریه ­پردازی کنند و ارائه کنند در یک گفتگویی همانطور که آقای غلامی فرمودند، در یک گفتگوی آزاد و آزاداندیشانه خودشان متوجه می­ شوند علوم انسانی اسلامی قابلیت­ های را در اختیار ما قرار می ­دهد که علوم انسانی سکولار نمی ­تواند. بنابراین به تدریج انشاءالله جای خودش را باز می­­ کند و طبیعتاً باید سرعت کار بیشتر شود و این هم بسته به جامعۀ دانشگاهی و علاقه‌مندان دارد.
انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *