حکمت‌نیا: مشکل علوم انسانی با نشستن به دور میز حل نمی‌شود/ پیروزمند: دانش سکولار نتیجه بی‌تدبیری نظام آموزشی است

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از ستاد خبری چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی، دومین قسمت از برنامه همراه با خرد با حضور دکتر محمود حکمت نیا معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و حجت الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا پیروزمند عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم با موضوع مدیریت تحول در علوم انسانی اسلامی از شبکه چهار سیما پخش شد.

پیروزمند در ابتدای برنامه درباره تحول در علوم انسانی گفت: تحول در علوم انسانی گاهی در اثر و گاهی در ماهیت معنا می شود در صورتیکه به اثر معنا شود، علوم انسانی اسلامی باید پاسخگوی نیازمندی های جامعه باشد. جامعه بعد از انقلاب در مسیر پیشرفتی قرار گرفت که تلاش می کند مبتنی بر فرهنگ اسلامی، پیشرفت را معنا کند و سازوکارها و الزامات آن را ایجاد کند. در علوم انسانی باید در همه عرصه های مختلف چیستی تدبیرها، ساختارسازی ها و روابط  مبتنی بر فرهنگ اسلامی را پاسخ دهد.

وی افزود: تعیین مسیر و جهت گیری سایر علوم حتی علوم دقیقیه را علوم انسانی مشخص می کند زیرا معیار و جهت گیری های مراحل پیشرفت را علوم انسانی تعریف می کند.

وی ادامه می دهد: در تعریف علوم انسانی به ماهیت، اگر ما بتوانیم مسائل و سوالات علم را مبتنی بر نیازمندی های جامعه اسلامی و فرهنگ اسلامی تعریف کنیم و غایات و اهدافی که نظریه های علمی به آن پاسخ می دهند را مبتنی بر فرهنگ اسلامی معنا کنیم و روش پاسخگویی به سوالات برای رسیدن به اهداف را مبتنی بر فرهنگ اسلامی معنی ببخشیم، در این صورت ادعا می کنیم علوم انسانی اسلامی ایجاد شده است.

حکمت نیا هم در ادامه درباره تحول در علوم انسانی گفت: علوم برای پاسخ به مسائل و مشکلات بشر ایجاد شده است. برای حل مسائل نیاز به مبانی و اصول و قواعد داریم و این اصول و قواعد در چارچوب هایی اتفاق می افتد. انسان امروز دارای توانمندی هایی شده و تصرفاتی را توانسته انجام دهد. لذا اتفاقاتی در زندگی بشر با توجه به مجموعه رشد علمی در سطح دنیا رخ داده که بشر را با پرسش هایی اساسی مواجهه کرده است. این پرسش ها بر اساس دستگاه حل می شود و دانش ها دستگاه حل مساله هستند.

وی افزود: اگر از این دستگاه حل مساله، جزیی خارج شود و جزء اساسی وارد آن شود، دستگاه به ظاهر دچار اختلال می شود. انچه که در این صد سال اخیر اتفاق افتاده است، جهان بشریت  در دستگاه حل مساله جایگاهی را برای منابع وحیانی و یا خدا به هر دلیل تاریخی محذوف کرده و امروز احساس می کنیم که اگر عنصری باید به آن اضافه شود، این دستگاه دچار اختلال می شود.

حکمت نیا با طرح این سوال که آیا عنصر اضافه شده بر حل مسائل ما تاثیر گذار است؟ بیان کرد: پس از خیزش اسلامی که اوج آن را در پیروزی انقلاب می دانیم، بحث این بوده است که اگر عنصر وحی و عنصر خدا را در دستگاه حل مساله وارد کنیم، آیا از مسائلی که تاکنون حل کرده ایم همان پاسخ ها را خواهیم گرفت و آیا برای مسائل جدیدی را که می خواهیم با عنصر وحیانی حل کنیم، باید همان روش را ادامه دهیم؟ لذا عناصر رییسه  دستگاه حل مساله تغییر کرده است.

حکمت نیا در پاسخ به این سوال مجری که آیا پیشرفت و توفیقات ما متناسب با انگیزه ها و اراده ها و ظرفیت ها و سرمایه های ما بوده است یا خیر؟ گفت: من حس می کنم پاسخ منفی است. با این میزان فرصت و امکاناتی که در اختیار داشتیم به دلیل مشکلاتی که در نوع مواجهه با این مساله داشتیم، رشد کافی نکردیم.

پیروزمند در جواب سوال بالا هم گفت: باید دائما این خود ارزیابی را نسبت به خودمان داشته باشیم. به نظر من نمره خوبی نباید به خودمان در این مسیر بدهیم. اما با این حال هر چه جلوتر آمدیم درک مان نسبت به مساله واضح تر شده و ساختارها و فرآیندهایی که برای این مساله طراحی کردیم، محکم تر شده و امتداد حرکت مدیریتی در دانشگاه ها محسوس تر شده است.

وی در ادامه بیان کرد: نقیصه اول ما این است که مسائل خود را به شکل اسلامی و ایرانی فراروی صاحبان علم قرار ندادیم یعنی توجه نکرده ایم که دانش هایی را که به شکل کلاسیک می آموزیم و آموزش داده ایم، چقدر می تواند با مسائل جامعه ارتباط برقرار کند. و اگر می خواهیم مساله محور جلو برویم به خاکریز دیگری برمی خوریم و آن اینکه تصور می کنیم اگر مساله ای بین دیگر کشورها مشترک است پس مساله ما هم همان مسائل کشورها در اروپا و آفریقا است.

ما اگر می گوییم دانش موجود سکولار است و اگر ضد دین هم نباشد که در بخش هایی هست، به دلیل بی تدبیری، غیر دینی طراحی شده است و این بی تدبیری هنوز ادامه دارد. زیرا دانشجویان و نیروی انسانی خود را در اختیار فرهنگ رقیب قرار می دهیم و اورا تبدیل به سرباز رقیب می کنیم

وی افزود: علی رغم تلا ش هایی که شده باید اذعان کنیم جامعه علمی به نحو غالب درگیر این موضوع نشده و خود را بازیگر نمی داند و این آسیب بزرگی است. عده ای که قائل به اسلامی سازی نیستند و معتقدند علم متعلق به جغرافیا و فرهنگ و تاریخ خاصی نیست. اما عده ای که قائل به علوم انسانی اسلامی هستند هم انرژی خود را صرف اینکه قرائت چه کسی صحیح است، می کنند. این جمع حداقل هم اقل تر می شوند و در نتیجه جامعه علمی راه خود را می رود.

عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم اضافه کرد: دانشجو به دنبال رشته ای که بازارخوبی دارد می رود و استاد هم هیچ تعهد و انگیزه ای برای اینکه مفاهیم دروس چه ارتباطی به اخلاق و فرهنگ جامعه ایرانی دارد، نمی کند زیرا این علم را دانش روز می داند. در نتیجه جامعه علمی درگیر نشده است.

پیروزمند اضافه کرد: ما اگر می گوییم دانش موجود سکولار است و اگر ضد دین هم نباشد که در بخش هایی هست، به دلیل بی تدبیری، غیر دینی طراحی شده است و این بی تدبیری هنوز ادامه دارد. زیرا دانشجویان و نیروی انسانی خود را در اختیار فرهنگ رقیب قرار می دهیم و اورا تبدیل به سرباز رقیب می کنیم. و این بی تدبیری نظام آموزشی ما است.

پیروزمند تصریح کرد: استاد و دانشجو باید تدبیری بیاندیشد که اگر حرف ایجابی و اثباتی در کنار نظریه های جامعه شناسی و علوم سیاسی ندارد، با روش علمی مناسب قدرت مواجهه و فهم ادبیات موجود را به مخاطب بدهد. اگر این کار را انجام دهیم، ذهن صدها هزار دانشجو تسلیم این مفاهیم نمی شود و اگر دانشجو روش نقد را بلد باشد خودش به دنبال این می رود که چه حرفی را جایگزین کند و ادبیاتی در این زمینه تولید می شود. ما این تمهید را نکردیم و دانشجویان ما بعد از اتمام درس در این ادبیات ذوب می شوند.

حکمت نیا در ادامه درباره موانع و علت ها در ضعف مدیریت تحول در علوم انسانی گفت: ما درباره گذشته به راحتی می توانیم صحبت کنیم و اگر به گذشته می پردازیم باید برای این باشد که برای آینده چه کار می توانیم انجام دهیم. بحث تحول اختصاص به ایران ندارد و هر کشور و مکتب فکری وقتی با رقیب روبرو می شود که جریان سازی علمی کرده و در دستگاه مساله اش مداخله کرده باید دستگاه جدیدی را به لحاظ علمی و سازمانی طراحی کند.

حکمت نیا افزود: ما باید شناخت دقیق و صورت بندی از مساله داشته باشیم. اگر می گوییم علم سکولار است باید چه عنصری از آن را تغییر دهیم. حل مساله دستگاه دارد و متکفل آن کل جامعه است. بحث ما بر سر فرآیندها و سازمان هاست. ما باید به جای بخشی فکر کردن، سطح ملی را مطرح کنیم. بودجه عمومی برای مساله عمومی باید صرف شود.

حکمت نیا با بیان اینکه دانش با خلاقیت و ارائه راه حل شکل می گیرد، گفت: سازمان و آیین نامه خوب است در صورتیکه بیش از اندازه نباشد و برای هر مساله ای سازمان راه اندازی نکنیم. سازمان در یک حدی ضرورت دارد و آنچه که مهم است بخش ورود به حل مساله است. حل مساله شاید همیشه نیاز به سازمان عریض و طویل نداشته باشد.

وی بیان کرد: چندی پیش در مساله ای من به عنوان محقق حقوق حضور داشتم و به من گفته شد در مساله ای که چهل سال دارای مشکل است یک ماه برای پژوهش حقوقی فرصت دارم. ما با یک ماه تحقیق نمی توانیم مشکل را حل کنیم. چنین اموری را سازمان می خواهد زیرا سازمان می خواهد گزارش ارائه دهد. مشکل ما با سازمان حل نمی شود و فقط با کار فکری حل می شود.

حکمت نیا بیان کرد: مشکل علوم انسانی با نشستن به دور میز حل نمی شود و عده ای هم بدون مطالعه حرف می زنند. ما باید نتیجه کار و حل مساله را بتوانیم ارائه دهیم و این کار دو عنصر را می طلبد: عنصر اول خبره گی که با کار در آزمایشگاه و کتابخانه انجام می شود و عنصر دوم اینکه نتیجه کار باید عرضه شود.

پیروزمند در پاسخ به این پرسش مجری که علوم انسانی در کشور فهمیده شده و برای آن تدابیری هم اندیشیده شده اما چرا بی تدبیری بر جای خود باقی مانده است؟ گفت: منظور من از بی تدبیری این بود که از این زاویه غفلت کردیم. در موج اول بعد از انقلاب امام خمینی (ره) به علوم انسانی تاکید کردند اما ما جدی نگرفتیم و عده ای گفتند علوم انسانی را می توان با رفو کردن بعضی از معارضات قطعی، اسلامی کرد و در انتها فقط برخی از ظواهر دانشگاه اسلامی شد.

ینکه ما بتوانیم سرفصل ها و متون را تغییر بدهیم توانسته ایم تحول محتوایی در علوم انسانی ایجاد کنیم اما برای پیش نیاز آن چه کار کرده ایم. دوم اینکه جامعه علمی باید با این حرکت و تغییر همراه شود و آن را فهم کند

وی اضافه کرد: در موج دوم که در آن جنبش نرم افزاری صورت گرفت، دستاوردهای علمی افزایش پیدا کرد و رتبه علمی ما در دنیا ارتقا یافت که دستاورد مبارکی بود اما جهت گیری که در تحول علوم انسانی می خواستیم اتفاق نیوفتاد زیرا جنبش نرم افزاری را صرفا به معنی اینکه در همه عرصه های علمی افزایش تولیدات داشته باشیم، معنا کردیم.

وی یادآور شد: در موج سوم که در تحول علوم انسانی مطرح شد، تجربه ای که در جنبش نرم افزاری برای آن خیز برداشته بودیم را جدی تر دنبال کردیم تا سرفصل ها را برای مقدمه ای برای تغییر محتوا و متون انجام دهیم. من نمی گویم این مسیر را نباید رفت اما دو مکمل را باید درنظر بگیریم. اول اینکه تغییر سرفصل ها با چه عقبه علمی اتفاق می افتد؟ زیرا باید دانشی تولید شده باشد که در قالب متن برود. این دانش با کدام زیرساخت و مبانی و حلقه های علمی تولید شده است؟ متن، خروجی فرآیند علمی است اما فرآیند آن کجاست؟

پیروزمند تصریح کرد: اینکه ما بتوانیم سرفصل ها و متون را تغییر بدهیم توانسته ایم تحول محتوایی در علوم انسانی ایجاد کنیم اما برای پیش نیاز آن چه کار کرده ایم. دوم اینکه جامعه علمی باید با این حرکت و تغییر همراه شود و آن را فهم کند. اگر بینش و نگرش استاد بر این اساس تغییر نکرده باشد، در جایی که اختیار داشته باشد از بیان مسائل چشم پوشی می کند.

وی درباره راهکارهای تولید علوم انسانی اسلامی گفت: تولید علوم انسانی اسلامی در سه فاز به طور همزمان آغاز می شود و نکته تاکید در هر مرحله یکی از این فازها خواهد بود. در فاز اول جامعه علمی پاسخگوی نظام نیازمندی ها باشد. حتی اساتید و بخشی از جامعه علمی که معتقد به اسلامی سازی علوم انسانی نیست که کم هم نیستند، به اینکه علم باید پاسخگوی نیاز جامعه ما باشد، معتقد است.

وی ادامه داد: اگر نیازها و مسائل مان جامعه مان را درست تعریف کنیم، از استادی که قائل به علوم انسانی اسلامی نیست  می خواهیم که مساله جامعه را جوابگو باشد. ما باید سیستم ارزیابی داشته باشیم. جامعه علمی اکنون وارد این میدان شده و وقتی مساله را اینگونه تعریف می کنیم هیچ استاد مسئولی از زیر بار این مساله شانه خالی نمی کند.

پیروزمند اضافه کرد: درفاز دوم به نقد و حرف های ایجابی، بخشی و موضعی وارد شویم و با کل علوم انسانی اسلامی مانند اقتصاد یا علوم سیاسی درگیر نمی شویم و بخش هایی که آسیب پذیرتر و مهمتر است را انتخاب می کنیم و در آن موضع هم به خوبی نقد می کنیم و تلاش می کنیم حرف های ایجابی متفاوتی را جایگزین کنیم که طی این سالیان انجام شده است. این تغییر بخشی و موضعی است.

عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم ادامه داد: در فاز سوم تحول در پیوستار علم و نظام علمی است و با نقد کردن متفاوت است. باید نظام علمی جدید را بر اساس مبانی جدیدی پایه گذاری کنیم. مخالفان این تفکر از این برداشت سوء برداشت می کنند و می گویند که حرف ما این است که باید همه چیز را از نو ساخت و به دانش بشر بی اعتنایی شود. وقتی ما صحبت از بنیانگذاری نظام علمی جدید می کنیم ابدا منظور این نیست که به تجربه های گذشته بی اعتنایی کنیم بلکه منظور این است که ساختار جدید علمی ایجاد می کنیم. ساختار جدید علمی به این معنا نیست که اجزایی از ساختار گذشته را در خود ندارد.

وی ادامه داد: فاز سوم زیرساخت های جدی تری را می طلبد و اگر ما نسبت به فلسفه علم، فلسفه روش علم و به روش علم نگرش توحیدی را تزریق نکرده باشیم، نباید انتظار داشته باشیم  بتوانیم نظام منسجم علمی را پایه گذاری کنیم.

حکمت نیا درباره راهکارهای پیشنهادی در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی گفت: کارهای عملیاتی دارای اهمیت هستند. ما یا باید از سطح آغاز کنیم که به مساله برسیم و یا باید از کف شروع کنیم که به نظریه برسیم. یکی از تحولات علمی به این صورت شکل می گیرد که کسانی که در بیرون از حوزه قرار دارند، حرف هایی را مطرح می کنند که ما را در علم به حرکت وا می دارند. من معتقدم حقوق باید متحول شود و مسائل حقوقی جدید را بر اساس مبانی اسلامی، تاسیس حقوقی جدید کنم.

پیروزمند در پایان سخنانش گفت: من صحبت های آقای حکمت نیا را تایید می کنم. یک نوع برخورد نگاه بخشی و موضعی به موضوع است اما وقتی برای کل تحول نقشه راه داشته باشیم، باید از ابتدا وارد میدان شویم و دیگران را وارد میدان کنیم. مهم است که جامعه علمی چگونه وارد این مساله می شود.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *